بازگشت

بازگشت

 

کپل می آید

کپل با دست پر می آید

کپل با دلی تنگ می آید

کپل با ناز و ادا می آید

کپل می آید:می خواستم تا وقتی این دات کام درست نشه ننویسم.ولی خوب ما ایرانیها یاد گرفتیم یعنی یاد داده شدیم که همه شرایطی رو قبول کنیم و جیکمون هم در نیاد بنده هم با گردنی شکسته دوباره شروع می کنم به نوشتن در همین وبلاگ.

کپل با دست پر می آید:دست پر هم بله با دست پر میام .ها چیه فکر کردین دستم یه بستنی و شکلات هست نخیر اشتباه کردین .ها چیه دارین میگین که پاستیل هست عمرا من رژیم هستم و این چیزا رو ترک کردم.ها پس دستم پر از چی هست؟؟؟ چی می خواستم بگم از شکلات اینا گفتم رشته سخن از دستم در رفت .ها یادم اومد من قصد دارم که یک خبرگزاری راه بندازم ؛یک خبرگزاری درجه یک .خبرگزاری که در کنارش این ایسنا و ایلنا و ایرنا و اینا باید بیان بوق بزنن.بعله بنده از همین مکان و در همین لحظه تولد خبرگزاری کپنا ( خبرگزاری کپل خان ) رو به تک تک شما دوستداران و عاشقان خبر رسانی تبریک میگم.

در کنار راه اندازی خبرگزاری کپنا برای پاسخگویی به دوستان و اینکه فکر نکن هی میان کامنت میذارن و بنده جوابشون رو نمیدم زبونم لال زبون ندارم و لال هستم .برای همین برای پاسخگویی به سیل مشتاقان اقدام به راه اندازی دامکپ ( DAMKOP) (دفتر ارتباطات مردمی کپل خان) کردم که جواب تمام کامنت ها رو اونجا خواهم داد .

کپل با دلی تنگ می آید:و دلتنگ آمد .بله دلتنگ همه شما دوستانم شدم.دوستانی که با خوندن وبلاگهاشون خودم رو مهمون و همنشین همیشگیشون میدونستم و این مدت واقعا دلم واسه تک تک شما دوستای وبلاگی تنگ شده البته واسه خانمها وبلاگ نویس که خیلی خیلی تنگ شده بود .حالا دوری این آقایون رو یکجوری میشد تحمل کرد ولی باور بفرمایین دوری خانمها رو اصلا.

کپل با ناز و ادا می آید: بعله با ناز و ادا .خوشگلم و خوش تیپ بهم میاد با ادا بیام. بترکه چشم حسود.وا قره کمر رو حال کن.چیکار کرده ترکوندیم.خدا نصیب شما هم کمر باریک کنه تا بترکونین.واه واه یه ایول بفرستین.بزنین به تخته .بترکه چشم حسود.

کپنا (خبرگزاری کپل خان ):

فعلا تیلکسمون خرابه خبر نداریم.حالا چاپار فرستادیم واسمون خبر بیاره به محض رسیدن ایشان تمام خبر های روز را به اطلاع می رسانم.

این خبر تازه یادم اومد.یه دوستی در مسابقه وبلاگها هی رفته بود به خودش رای داده بود و خلاصه یک مقام بالایی کسب کرده بود و بعد از این موفقیت چندین دفعه به دوستان و آشنایان شام و ناهار داده بود.ولی در هنگام حضور در جشن برترین وبلاگها متوجه شد که آی پِی ها رو چک کردن و دوست ما حذف شده و آقای قهرمان ناچار شد در راه بازگشت از محل جشن یک مدال از منیریه بخره و پیش دوستانش پز بیاد .من و کلیه بر و بچ کپنا خودمون رو در غم این دوست شریک میدونیم و آماده هستیم پول شامی رو که به ما داده بهش پس بدیم.

دامپک :(DAMKOP)(دفتر ارتباطات مردمی کپل خان )

به ترانه : هوم هر دیدی یک بازدید داره اومدی آدرس میدادی میومدم محبتت رو پس میدادم.

به جوحه اردک: نوبت به ما که رسید آسمان تپید.این زمین دم خونه ما فقط مردانه هست.

به گلاره:پاستیل باید کرمی باشه.

  
نویسنده : مظفرمیکائیلی ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱٥
تگ ها :